خانه » رازهای موفقیت » خلاصه کتاب پدر پولدار ،پدر بی پول (رابرت کیوساکی )
خلاصه کتاب پدر پولدار ،پدر بی پول (رابرت کیوساکی )

خلاصه کتاب پدر پولدار ،پدر بی پول (رابرت کیوساکی )

رابرت کیوساکی نویسنده کتاب پدرپولدار، پدر بی پول می گوید: علت عمده ای که باعث می شود غالب مردم در تنگناهای مالی بسر ببرند این است که آنان سالهای سال عمر خود را در مدارس بسر می برند اما در خصوص پول هیچ چیز یاد نمی گیرند. نتیجه این است که مردم فقط یاد می گیرند برای پول کار کنند. … اما هیچ گاه یاد نمی گیرند چه کنند تا پول برایشان کار کند.

رابرت با گذر از فراز و نشیب های بسیار در زندگی توانست در سال ۱۹۹۶ در سن ۴۷ سالگی به استقلال مالی رسیده و خود را بازنشسته کند. وی در این سال کتاب پدر پول دار، پدر بی پول را نوشت که به مدت سه سال پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بود. موفقیت این کتاب سبب شد تا شرکت پدر پول دار تاسیس شود. این شرکت یک موسسه بین المللی آموزشی است که به آموزش تجارت و سرمایه گذاری در هفت کشور جهان مشغول است و ده ها هزار نفر دانشجو دارد. پس از تاسیس شرکت پدر پول دار به دلیل نگرانی فراوانی که رابرت از خلا در حال رشد میان ثروتمندان و فقرا داشت، به خلق بازی گردش پول پرداخت که به آموزش پول و مفاهیم مالی اختصاص دارد. وی درباره ایده خلق این بازی می گوید: من در طول سالهای تحصیلی ام به این نتیجه رسیده که بهترین شیوه یادگیری، تمرین و تکرار است. پس به فکر بازی ای افتادم که بتواند در کنار جذابیت و سرگرمی، مفاهیم مالی، سرمایه گذاری و حسابداری را به افراد بیاموزد. آموزش چنین مفاهیمی با مطالعه کتاب و یا شرکت در کلاس های آموزشی ممکن است برای فرد کمی کسل کننده و دشوار باشد.

برای اغلب افراد پول بیشتر یعنی قرض بیشتر، اگر در قضایای مالی همه چیز را بر مبنای ترس بگذاریم کارکردن برای پول آسان تر است.ترس از نپرداختن بدهی ها واخراج شدن واز نو شروع کردن باعث می شود اغلب افراد سر همان کار سابق خود بمانند، در این شرایط اکثرافراد پس از مدتی برده ی پول می شوند و بعد از دست کار فرما عصبانی و از آنها ایراد می گیرند.

اغلب کارمندان پس از دریافت حقوقشان احساس می کنند که هیچ نگرفته اند و ناامید می شوند ، چرا که دولت با گرفتن مالیات اولین کسی است که با حقوق آنان شریک می شود.این که افراد یاد بگیرند که چطور پول را در خدمت بگیرند آموزش یک عمر است، متاسفانه آدمها همین که چهار سال می روند دانشگاه فکر می کنند، آموزششان تمام شده است.آموزش درباره پول یک عمر طول می کشد، چرا که هر چه بیشتر یاد بگیرید، بیشتر متوجه می شوید که چقدر کم می دانید و چقدر لازم است بیشتر بدانید.اغلب آدمهایی که دخل و خرجشان با هم نمی خواند فکر می کنند مشکلشان با درآمد بیشتر حل می شود ، در حالی که مشکل آنها در آمد کم آنها نیست، بلکه مشکل از نداشتن آموزشهای مالی نشات گرفته است.

متاسفانه اغلب افراد به خاطر اندکی پول سخت کار می کنند و ظاهر فریبنده امنیت شغلی آنان را گول می زند، با وجود این که این افراد آدمهای خوبی هستند و سخت تلاش می کنند، اما متوجه نیستند که در چه دامی افتاده اند.انسان در وجودش دارای بخشی ضعیف و حریصی است که می شود راحت آن را خرید، همین طور انسان دارای بخشی قوی و نیرومندی است که لبریز از اراده است و به هیچ وجه نمی توان آن را خرید.

اغلب مردم قیمیتی دارند و با اجازه دادن به ترس و حرص در کارهایشان، می ترسند بی پول بمانند،به همین خاطر زیاد کار می کنند و روزی که حقوقشان را می گیرند حرص باعث می شود، فکر کنند که با این پول چه چیزهایی را می توانند بخرند، در آن لحظه آنها در دایره بسته ی کارکردن زیاد برای پرداخت بدهی ها می افتند .

اغلب افراد تا آخر عمر تحت تاثیر دو احساس ترس و حرص زندگی می کنند و زمانی که پول بیشتری در یافت می کنند ،مصرف و هزینه هایشان نیز بالا می رود و دوباره در چرخه قبلی می افتند.

این افراد همین که چند دلار پول به حقوقشان اضافه شود، ذوق می زنند و در اندیشه بالا رفتن هزینه های خود می روند ،آنها دائما از پول نداشتن می ترسند و به جای مقابله با ترس حالت انفعالی به خودمی گیرند و به جای این که مغزشان را به کار بیندازند، فقط عکس العمل احساسی دارند و در نتیجه شکست می خوردند.

برای آدم های بی پول در واقع این پول است که تعیین تکلیف می کند نه آنها. برای پولدارشدن، پول به تنهایی دردی دوا نمی کند.

حسی به نام آرزو:

انسان همواره چیزهای بهتر ،زیباتر، هیجان و تفریح را برای خود آرزو می کند، لذا برای رسیدن به آنها کار می کند.افراد آرزو می کنند که پول داشته باشند، چرا که فکر می کنند پول برای آنها شادی وموفقیت می آورد، درحالی که شادی که با پول می آید عمر زیادی ندارد.خیلی از مردم به خاطر ترس پول جمع می کنند نه حرص، آنها فکر می کنند، پول می تواند ترس از بی پولی را از بین ببرد و از ترس فقیر شدن دائما پول جمع می کنند و وقتی پول جمع کردند باز می ترسند که این پول را از دست دهند. احساس به انسانها حرکت وانرژی می دهد افراد باید با احساساتشان صادق باشند و فکرواحساساتشان را براساس آرمان های خود به کار گیرند نه علیه آنها.اغلب افراد متوجه نیستند که احساستشان به جای آنها فکر می کند، احساسات، احساسات است و باید یاد گرفت که تفکر را از احساس جدا کرد.راه غلبه بر ترس از فقیر شدن در دراز مدت، داشتن شغل نیست، پیدا کردن یک شغل در واقع جواب موقت برای یک شغل دائمی است، این فکر برای اغلب افراد بهترین راه حل است در حالی که افرادی این را توصیه می کند که انگیزه شان غالبا ترس است.شغل و تحصیل هر دو مهم است، اما هیچ کدام نمی تواند جلوی ترس را بگیرد، کسب درآمد بیشتر با کار کردن زیاد،رفتن به سمت پرتگاه است.

چیزی که ترس و حرص را زیاد می کند، نادانی است، به همین دلیل هر چه افراد پولدارتر می شوند، ترس آنها بیشتر می شود.زندگی نوعی تلاش بین نادانی و دانایی است ،هر گاه انسان از تلاش برای کسب دانش و اطلاعات دست بردارد، نادانی به سرعت جایگزین دانایی می شود.در صورتیکه افراد مواظب حرص و ترس نباشند ،خیلی راحت در تله زندگی می افتند، این که آدم یک عمر با ترس از بی پولی زندگی کند ،خیلی تلخ است.این که آدم ها براساس چک حقوقیشان زندگی کنند، حقارت آمیز است.این که آدم دائما کار کند و خیال کند با این پول می تواند چیزهایی را بخرد که اسباب خوشحالی او شود، خیلی تلخ است.این که آدمها فکر کنند که شغل ثابت می تواند برای آنها امنیت فکری ایجاد کند در واقع گول زدن خود است.این شمائید که باید پول را هدایت کنید، نه پول شما را.

چکیده هایی از کتاب پدرپولدار،پدر بی پول

۱- پدر پولدار می گفت که بی پول بودن ریشه همه شرارتهاست و پدر بی پول اعتقاد داشت که پول ریشه همه بدیها است.

۲- پدر پولدار می گفت خوب درس بخوانید تا بتوانید شرکتهای خوبی بوجود آ ورده و خوب اداره کنید ولی پدر بی پول می گفت خوب درس بخوانید تا شغلهای خوبی بدست آورید و از نردبان ترقی شرکتها به سرعت بالا بروید ولی پدر پولدار در جواب به این تفکر می گفت چرا خودتان صاحب این نردبان نشوید .

۳- پدر بی پول می گفت دلیل اینکه پولدارنیستم شما بچه ها هستید ولی پدر پولدار می گفت دلیل اینکه باید پولدار بشوم شما بچه ها هستید.

۴- پدر پولدار می گفت ما همیشه همان چیزی را جذب می کنیم که انتظارش را داریم و جهان همراه با ما به همان گونه ای بر خورد می کند که ما خود را لا یق آن می دانیم پس همیشه از خود به خوبی یاد کنید و مرتبا” زندگی را بدان گونه که دلخواه شماست تصور کنید تا از این طریق ا لگو های مثبت را به زندگی خود جذب کنید .

۵- پدر پولدار می گفت جهان باز تابی از خود ما ست وقتی از خود بیزاریم از همه بیزاریم وقتی به همین که هستیم عشق می ورزیم تمام جهان به نظر فوق العاده و دوست داشتنی می آید . ما همان هستیم که معتقد به بودن آنیم . اگر خود را مثلا در ریاضیات در مانده ببینید آ نگاه تا ابد با اعداد وارقام مشکل خواهید دا شت و اگر موفقیتی هم کسب کنید آ ن را اتفاقی تلقی کرده ودر صورت عدم موفقیت خواهید گفت . از اول معلوم بود که من از پس ریا ضیات بر نمی آیم .

۶- پدر پولدار می گفت تصویر ذهنی انسان از خو یشتن درست مانند یک ترموستات عمل می کند و رفتارهای او در دامنه محدود این تصویر رقم می خورد مثلا اگر شما ا نتظار داشته باشید که در ۵۰/ موارد شاد باشید وقتی ببینید که اوضاع بیش از اندازه به نفع شما پیش می رود با خود می گویید . صبر کن اوضاع نمی تواند تا این اندازه خوب باشد و هر لحظه ممکن است اتفاق بدی بیفتد . این خوشی نمی تواند دوام داشته باشد .

۷- پدر پولدار می گفت دیگران با ما همان رفتاری را دارند که ما برای خود احترام قا ئل هستیم یا نه و اگر ما بر اساس احترام بر خود کنیم آنها نیز این رویه را دنبال خواهند کرد

۸- پدر پولدار می گفت وقتی احساس بدی در مورد خود داریم ما یلیم آنرا از خود بیرون بیندازیم و این می تواند به اشکال گونا گون از قبیل : خوردن بیش از اندازه . تصادف . بیماری . مصرف الکل و مواد مخدر بی اشتهایی و غیره ظاهره شود

۹- پدر پولدار می گفت ما باید تمام توان خود را صرف تداوم اندیشه های مثبت کنیم زیرا تنها به این ترتیب می توانیم خوب و شاد زیستن خود را تضمین کنیم . اگر تصویر ذهنی ما از خویشتن یک تصویر نا سالم و ضعیف باشد همواره در درون خودزمزمه ای می شنویم که می گوید ( من لیاقت ندارم ) و این نگرش منجر به بروز شخصیتی می شود که به گونه ای نا هشیارخوبی ها و موفقیت ها را پس می زند و در مواجهه با موفقیتهای استثنای بهانه های گریز پیدا می کند

۱۰ – پدر پولدار می گفت یکی از آسا نترین راه های برای داشتن یک احساس خوب درباره خود قدر دانی کردن از خوبی دیگران است

۱۱-پد رپولدارمی گفت : توجه داشته باشید که رفتار شما ارتباطی با ارزش خود شما ندارد اگر عمل اشتباهی از شما سر بزند مثلا به ماشین دیگری بکوبید این دلیل نمی شود که شما آ دم بدی با شید . شما فقط یک اشتباه مر تکب شده اید

۱۲-روزی هر دو پدر از کارشان اخراج شدند پدر بی پول فکر می کرد که بیچاره شده است و باز خدا را شکر که با پول بیمه کاری از گرسنگی نمی میرند ولی پدر پولدار فکر میکرد که این کار فرما ا ست که بیچاره شده است زیرا کارمندی به شایستگی او را از دست دا ده است.

۱۳-هر دو به دنبال کار بودند و بارها جواب منفی شدند پدر بی پول می گفت لعنت بر اینها هیچ کدام شرایط من را درک نمی کنند نمی دانم کدام یک از این دو راه را انتخاب کنم خودم را از یک ساختمان ۲۰ طبقه به پایین بیندازم و یا این که خوردن دارو راحت تر است پدر پولدار می گفت . آ فرین بر کسا نی که به من نه گفتند و با عث شد ند تا کاری را که خو د را لا یق آ ن نمی دا نستم و می خواستم آ نها برایم انجام دهند خودم انجام د هم و یک کار فرما شدم .

۱۴- پد رپولدارمی گفت. وقتی ما شغل و یا زندگی مورد علاقه خود را دنبال نمی کنیم ذهن پیوسته ا ین فکر را در خود نگه می دارد که ای کاش زنده نبودم و چون جسم برده ذهن است بنابرین تلاش خود را برای بیرون بردن ما از این جهان آغاز می کند اولین قدم بیماری است وراه حل پایدارتر مرگ

۱۵- پد رپولدارمی گفت. ا فکار شاد و سلا مت داشته باشید و خود را سلا مت تصور کنید با خود ملا یم باشید و به خود تلقین کنید که تا این لحظه هم به بهترین طریق ممکن زندگی کرده اید .

۱۶-پدر پولدار می گفت . اگر با افرادی که مدام انتقاد می کنند دوستی کنید انتقاد کردن را یاد می گیرید و اگر با افراد شاد نزد یک شو ید .شاد بودن را یاد می گیرید ماجراجویان به ما کمک می کنند ماجراجو شویم. اول باید تصمیم بگیریم که از زندگی چه می خواهیم وآنگاه براساس آن خواسته ها همراهان خود را بر می گزینیم .ممکن است این کار به قیمت اهانت به همراهان کنونی مان تمام شود درست است اما این زندگی ما ست .

۱۷-پدر پولدار می گفت ممکن شما هم این حرفها را از افراد مختلف شنیده اید همیشه جیبم خالی است اغلب افسرده ام یک شغل کسل کننده دارم غالبا بیمارم هیچ جای نمی روم و هیچ کار جالبی انجام نمی دهم از این حرفها می توان فهمید که بهترین دوستان آنها همیشه جیبشان خالی است اغلب افسرده اند شغلهای کسل کننده دارند غالبا بیمارند هیچ جای نمی روند وهیچ کار جالبی انجام نمی دهند

۱۸-پدر پولدار می گفت بهترین کاری که برای فقرا می توانیم انجام دهیم این است که یکی از آنها نبا شیم

۱۹-پدر پولدار می گفت. فقر نتیجه تفکر فقیرانه است اگر ثروت میخواهید نوع تفکر خود را عوض کنید اگر دوستان شما هم فقیر باشند احتمالا شما هم داوطلب شغلهای هستید که حقوق و مزایای نا چیز دارند زیرا این جایی است که خود را متعلق به آن می دانید و فقط با کسانی ارتباط نزدیک بر قرار می کنید که از طبقه اقتصادی شما هستند زیرا فقط از مصاحبت با این نوع آدمها احساس راحتی می کنند

۲۰-پدر پولدار می گفت : در زندگی همان چیزی را به دست می آوریم که انتظارش را داریم و بنابر این کسی که انتظار تنگدستی دارد همان نصیبش می شود زیرا وی در سلولهای مغزی خود برنامه ای دارد که به او می گوید : ( هی ) تو هیچوقت پولدار نمی شوی و هر وقت پول غیر منتظره ای به دستش می رسد بلا فاصله بیرون میرود و خرجش می کند در واقع او نا هشیارانه چنین فکر می کند ( احساس عجیبی دارم پول اضافی داشتن بهتر است بروم وبا این پول چیزی بخرم و به وضعیت عادی یعنی بی پولی بر گردم )

۲۱-پدر بی پول می گفت من هیچ وقت پولدار نمی شوم زیرا تحصیلات خوبی ندارم اما پدر پولدار می گفت من تحصیلگران بسیاری را می شنا سم که همیشه جیبشان خالی است وبا لعکس مردم کم سوادی که ثروتهای افسانه ای داشته اند .

۲۲-پدر بی پول می گفت : من دوست دارم ثروتمند شوم اما دوست ندارم تا سر حد مرگ کار کنم پدر پولدار می گفت هزاران نفر هستند که ساعتهای طولانی را شبانه روز کار می کنند و باز هم فقیر می مانند و همچنین کسانی که به میزان متعارف کار می کنند و ثروتمند هم می شوند کار وتلاش جز ضروری موفقعت است اما ثروت را تضمین نمی کند . اگر سر خود را پاین بیندازید و روزی ۱۰ ساعت در یک کشتارگاه پر مرغ بکنید وضعیت مالی شما آنقدرها تغیر نخواهد کرد . بعضی وقتها باید استراتژی را تغیر داد

۲۳-پدر پولدار می گفت بسیاری از مردم خودشان مانع به ثروت رسیدن خودشان می شوند آنها به دلایل مختلف از پول داشتن احساس نا راحتی می کنند و به این خاطر است که خودشان را همیشه فقیر نگه می دارند

۲۴-پدر پولدار می گفت . برای پول در آوردن و جمع کردن آن باید بتوانید با آن راحت باشید اگر نتوانید با پول احساس راحتی کنید هشیارانه یا نا هشیارانه ترتیب از دست دادن آن را خواهید داد به عنوان مثال اگر ۱۰ میلیون تومان ( برای خرید اتومو بیل ) همراه خود داشته باشید و در حالی که به سمت نمایشگاه می رویددوستتان را می بینند ومتوجه پول همراهتان می شود اگر دست پاچه شوید وبلافاصله علت همراه داشتن این پول را برای وی توضیع دهید یعنی اینکه با پول احساس راحتی نمی کنید .

۲۵-پدر پولدار می گفت : برای ثروتمند بودن با ید بتوانید به ثروتمندان دیگر احساس خوب و مثبت داشته باشید اعتقاد ریشه دار به بد بودن ثروتمندان باعث می شود که خود را فقیر نگه دارید زیرا مطمئنا هیچ کس نمی خواهد هز خودش بیزار با شد .

۲۶-پدر پولدار می گفت : هر کس باید بپذیرد که ارزش کمک گرفتن از دیگران را دارد این مهم است که خود را لایق کمک دیگران احساس کنید زیرا توانایی شما برای پذیرش کمک دیگران تعیین کننده توانای شما برای کسب ثروت است فرض کنید با دوستی برای خرید بیرون رفته اید و متوجه می شوید که کیف پول خود را در خانه جا گذاشته اید ودوستتان پول کافی برای قرض دادن به شما دارد آیا ترجیح می دهید که به خانه بر گردید و پول خود را بیاورید این کار اشتباه است

۲۷-پدر پولدار می گفت اگر بیشتر از اندازه به پول وابسته باشید پول در آوردن ونگه داشتن آن برایتان دشوار خواهد بود اگر متوجه شوید که ده هزار تومان گم کرده اید چه حالی به شما دست می دهد به خود می گویید ( خوب ) شاید یک نفر بیشتر از من به آن احتیاج داشته ویا اینکه ماه بعد را در جهنم می گذرانید در حالت دوم شما به پول خیلی وابسته هستید .

۲۸-پدر پولدار می گفت : خیلی ها فقر را به معنو یت ربط می د هند و معتقدند که فقر از پرهیزکاری است در حالی که ثروت و بی نیازی نشان دهنده توازن است . کتابهای دینی ما را به دستگیری از فقرا تشویق می کنند نه ملحق شدن به آنها .

۲۹-پدر پولدار می گفت . اول پس انداز کنید بعد خرج کنید _ فقرا به عکس عمل می کنند آنها اول خرج میکنند و بعد نقشه پس اندازهای آتی را می کشند .

۳۰-پدر پولدار می گفت . به مشاهده افراده ثروتمند بپردازید مدتی از وقت خود را با ثروتمندان بگذرانید و ببینید که چه فرقی بین شما و آنها وجود دارد نکات جالب و مثبت آنها را جذب کنید

۳۱-پدر پولدار می گفت . از دیگران کمک بخواهید وقتی مردم ببیند که شما برای کمک به خود مصمم هستید آنها نیز برای کمک به شما بسیار مستعد می شوند که ممکن است شما را شگفت زده کنند .

۳۲-پدر پولدار می گفت . مرتبا به خود خاطر نشان کنید که شایسته ثروت هستید

۳۳-پدر پولدار می گفت . گاه وبی گاه برای خود پول خرج کنید بخشی از فرایند رسید ن به استقلال مالی فهمیدن این نکته است که شما استطاعت هدر دادن پول را برای خود دارید بعلاوه وقتی شما ازپولی که دارید لذت می برید انگیزه ای برای پولسازی بیشتر می کنید .

۳۴-پدر پولدار می گفت . به سه دلیل زیر همیشه مقداری پول همراه خود داشته باشید

۱ ) احساس ثروت بیشتری می کنید

۲ ) به پول داشتن عادت می کنید .

۳ ) اعتماد به نفس بیشتر پیدا می کنید . همچنین به این ترتیب ترس خرج کردن پول را از دست می دهید که این برای ثروتمند شدن حائز اهمیت است . اگر وقتی پول جیب شماست به خود اطمینان ندارید و می ترسید که خرج کنید چطور می توانید ا نتظار ثروتمند شدن را داشته باشید.

۳۵-پدر پولدار می گفت . زیستن در زمان حال را تمرین کنید زیستن در حال به این معناست که ما از هر کاری که انجام می دهیم بخاطر آن لذت ببریم و نه این که صرفا به دنبال هدف نهایی آن باشیم هر گاه در حال زندگی کنیم ترس را از ذهن می رانیم اساسا” ترس مقو له ای است مربوط به حوادثی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد این ترس می تواند آنچنان فلج کننده باشد که انجام هر عمل سازنده ای را برای فرد نا ممکن بسازد .

۳۶- پدر پولدارمی گفت . آ یا تا به حال وقت کرده اید که وقتی بی صبرانه منتظر تاکسی هستید انگار همه تاکسی ها غیب می شوند و بلاخره پس ازانتظاری که بسیار طولانی به نظر رسیده است از رفتن منصرف شده اید و یا تصمیم گرفته اید پیاده بروید و درست همان موقع یک تاکسی پیش پای شما ایستاده است . هر وقت به ا نتظار نام . افراد . شغل خوب . همسر ایده آ ل . حوادث فوق العاده و یا هر چیز دیگری می نشینیم رسیدن آنها مدتها به طول می انجامد و گاه اصلا نمی رسند . در اینجا اصلی حاکم است که به ما می گوید ( زندگی ات را درزمان حال بگذران و به خاطر اتفاقات آینده نفست را درسینه حبس نکن) اگر بخود بگوییم که برای اینکه بتوا نیم شاد باشیم باید فلان چیز را داشته باشیم چه بسا شرایط چنان به تنظیم خود بپردازندکه مخالف گفته شما را ا ثبات کنند .

۳۷-پدر پولدار می گفت . وقتی از بخشش دیگران امتناع می کنیم در واقع این ما هستیم که رنج می بریم ودر پنجاه درصد مواقع فرد گناهکارحتی خبر ندارد که درسرما چه می گذرد هرکس زندگی را به گونه ای که می داند سپری می کند در این راه اشتباهات بسیاری مرتکب می شود و گاه بر اساس اطلات غلط عمل می کند و گاه کارهای احمقانه از او سر می زند با این حال در همه موارد ا و به بهترین نحو ممکن عمل کرده است .

۳۸-پدر بی پول می گفت . من هرگز والدین خود را نمی بخشم چرا که آنها وظایف خود را به خوبی انجام نداده اند این تقصیر آنهاست که من ورشکسته و تنها و غمگینم پس باید بنشینید ورنج کشیدنم را تماشا کنند پدر پولدار می گفت والدین ما به بهترین نحوی که می دانستند به ترتیب به ما پرداخته اند آنها بر اساس اطلاعاتی که داشته اند و با شهامت در قلمرونا شناخته دوران بچه داری گذاشته اند . سرزنش کردن مداوم آنها بخاطرعدم انجام صحیح وظایف پدر و مادری کاری عبث و بیهوده است .

۳۹-پدر پولدار می گفت . وقتی راه بخشش را بر می گزینیم و تغییر می کنیم دیگران هم تغییر می کنند وقتی نگرش خود را نسبت به دیگران عوض می کنیم آ نها هم شروع به تغییر رفتار خود می کنند گویی در همان لحظه ای که تصمیم به تغییر زاویه دید خود می گیریم دیگران هم به ا نتظارات تغییر یافته ما پاسخ مثبت می دهند .

۴۰-پدر پولدار می گفت . اگر بخشیدن دیگران مشکل است بخشیدن خود بمراتب دشوارتر است بسیاری از افراد در تمام طول زندگی بخاطر کوتاهی هایی که به خود نسبت می دهند به تنبیه روانی و جسمانی خود می پردازند . این مجازاتها به اشکال گوناگون همچون پرخوری . شرابخوری . ویران کردن نظام همه روابط . و زندگی در فقر وبیماری ظاهر می شوندریشه تمامی این رنجها در نظام باوری است که می گوید اعمال شیطانی بسیاری از من سرزده است من گناهکارم و لیاقت سلامتی و خوشحالی را ندارم نگهداشتن یک ذهن سالم مانند نگهداشتن یک جسم سالم احتیاج به تلاش فراوان دارد اما به زحمتش می ارزد .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

بالا